نيروانا

دست نوشته های یک نمی دانم شاید روزنامه نگار

کامنت و پاسخ

اتفاقات جالبی در این وبلاگ پس از پست آخر افتاده است. رفت و آمد دوستانی که مخالفم هستند کمی بشتر شده و من از این همکلامی با آنان خرسندم.  البته وجه مشترک تمام این مخالف خوانی ها این است که علاقه ندارند تا این حد جسور باشند که اعتقادشان را با نام بیان کنند.  الاایحال از آنجا که کامنت دوست بی نامی را پاسخ دادم و پاسخم آنقدر بلند بود که پرشین بلاگ اجازه انتشارش را نداد کامنت دوست بی نام و پاسخ خود را اینجا می گذارم:

 

 

 

بنام خدا

جناب آقای مهرزاد

میدانی برای چه روزهای ماه قمری همیشه در گردشند ؟؟ و یک اتفاق همیشه مانند ماه شمسی و ماه میلادی در یک روز مشخص در سال ثبت نمی شود ؟

گناه عمر بن خطاب (لعنت اله) این بود که حق را ناحق کرد . فکر می کنی اگر ما یک روزی حق را ناحق کنیم و یا اگر این کار را پدرمان یا برادرمان و یا مادرمان انجام داد چه واکنشی باید داشته باشیم ؟

اگر سکوت کنیم مانند عمر و یاران او نیستیم ؟؟!!!!!

اگر پدرمان عکس حسین بن علی را در جلویش گذاشت و همچون اسلام عمری حق بسیاری را پایمال کرد ، باید چه عکس العملی نشان داد ؟

اگر گفته های یک ملا را ( مجتبی حسینی ) بعنوان حجت گرفتیم و پس از سالها متوجه شدیم اشتباه کرده ایم آنوقت چه ؟

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

شاید برای این است که باید همانند حر بود و بتوان به خیمه حسین بن علی (ع) رفت و در خواست توبه نمود . که عمری را به مردم فریبی پرداختیم آنهم به اسم امام و اربابمان .

گفتنیها بسیار است اگر لازم باشد دوباره می آیم .

 

 

 

 

 

 و پاسخ بنده به این دوست:

 

 

آقای دوست بی نام سلام.

با اجازه نظرم را راجع به بند بند فرمایشات شما می گویم.باشد که پند گیریم.

تعبیرتان از گردش ماه های قمری جالب و خواندنی بود.

اما در مورد حق و حقیقت.می گویند روز کمیل به امیر المومنین عرض کرد: برایم از حقیقت بگو یا علی! امیر فرمود: تو را چه به حقیقت؟

من یاد گرفته ام "الحق مع علی وعلی مع الحق" ملاک حق و باطل برای خودم این است و لا غیر.از علی(ع) هم کپی نمی گیرم و قائل به علی زمان و حسین زمان و شمر و یزید زمان نیستم.

 اما درباره سکوت. زمانی که آن فجایع پس از ثقیفه بنی ساعده پدید آمد امیر مومنان راه سکوت پیش گرفت در حالی که از همه بندگان خدا به خلافت محق تر بود.حق را ناحق کرده بودند و او نه تنها سکوت کرد بلکه اطرافیان را هم به سکوت فراخواند. پس می بینی که نمی شود برای حق ناحق شده نسخه کلی پیچید.نکند اطرافیان علی ابن ابیطالب هم نعوذ بالله عمری شده بودند؟ اگر شما به این درجه از کمالات رسیده ای که می دانی واکنش صحیح چیست خوشا به سعادتت.

می دانی که از سلمان، ابوذر و مقداد به زور بیعت گرفتند؟ انها به فرمان مولایشان سکوت کردند. علی تو هر چه کوچک باشد تو هم کوچک می مانی. کمی فکر کن برادر. اگر خودت را دوست می دانی وظیفه ام است که تا آنجا که امکان دارد سعی کنم آنچه درست می پندارم با تو در میان بگذارم.

خدا را شاکرم و به این افتخار می کنم که پدرم خط قرمزش حضرت حسین است و نسبت به پایمال کردن حق مردم بسیار حساس و قاطع.

آن ملایی که شما نام می بری من استاد می خوانمش و اتفاقا اگر بدانی تنها در ایامی خاص از عبا و عمامه استفاده می کند. صحبت های ایشان هم حجت نیست بر من. هرآنچه از کلامش را که فبول دارم با اعتقاد به آن رسیده ام و هر آنچه را که نپذیرفته ام با خودشان در میان گذاشته ام. من به غلط بودن "کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا" اعتقاد دارم و با همین اعتقاد هم محشور می شوم.این یک بحث نظری و ایدئولوژیک است که اگر خواستی می توانم در ارتباطی از جنس دیگر مبانی اش را برایت تشریح کنم.

آرزویم است که روزی مانند حبیب و بریر و زهیر و حر در خیمه حضرت اباعبدالله باشم. و از خدا می خواهم همه ما را از شر فتنه های آخر الزمان مصون و محفوظ بدارد. خدا ما را از فریب مردم دور کند.

 

 

  
نویسنده : محمد حسین مهرزاد ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها : کامنت ، پاسخ
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


برائت می جویم از ...

این مطلب نه برای مخاطب که برای ماندن در جایی میان حافظه شلوغ تاریخ نگاشته می شود و تو مخاطب عزیز می توانی ان را به حساب جا زدن، ترسیدن و یا شجاعت بگذاری. می توانی فکر کنی تهدید شده ام می توانی فکر کنی سر عقل آمده ام. اصلا هر چه می خواهی فکر کن. من مسوول رفتار خودم هستم نه فکر کردن تو.

خسته ام از 7 ماه درگیری. فضای افراط هر دوطرف خسته ام کرده است. آن یکی بیانیه می دهد و این یکی تحت تعقیب قرار می دهد. قرار بود مطالباتمان را بگوییم. قرار نبود روز عاشورا اینگونه شود.

روز عاشورا امسال مثل تمام این سال هایی که گذرانده ام به مجلس عزا رفتم و ترجیح دادم از حسین بن علی بخواهم صلاح کار را خود نشانم دهد. ترجیح دادم به فرمایش مولایم علی ابن ابیطالب عمل کنم و در فتنه ها مثل بچه شتر باشم.

به خیابان نرفتم تا نبینم خیلی از اتفاقات تلخ را. برای من نه حسین بن علی در تاریخ تکرار پذیر است و نه یزید ملعون. پس مواجهه حسین زمان و یزید زمان در هر کجای تاریخ برایم بی مفهوم است. حسین در تمام تاریخ جاری است و نمرده که نیاز به بازسازی داشته باشد.

عظیم ترین مصیبت تاریخ را رها نمی کنم تا به آنچه عده ای جفا می خوانند اعتراض کنم. فرقی نمی کند از سوی جمهوری اسلامی ایران باشد یا مخالفانش. غربت حسین در این است که مدعیان پیروی اش از هر دو سوی این ماجرای سیاه هر یک می کوشند او را به نام خود بزنند.

اگر اعتقاد به حسین بن علی داریم باید قلبمان جریحه دار شود از اینکه عده ای با هر مارک و تابلویی به اعتقاد جامعه شیعیان توهین کنند و خود را انچنان نشان دهند که گویی در مبارک ترین روز سال قرار دارند.

من به "یوم فرحت به آل زیاد" اعتقاد دارم و اشک می ریزم برای غربت حسین بن علی که اینسان در تمام تاریخ مظلوم بوده است.

شب عاشورا به دوستانم می گفتم خدا کند فردا خونی ریخته نشود. از سوی هر کس که می خواهد باشد. چه آنکه با پاترول مردم را زیر گرفت و چه آن کسی که از خشم سربازی را مجروح کرد. خون شیعه است. تاوان دارد.

روز عاشورا را به خیابان نرفتم تا حسابم را از همه جدا کنم.من عزادار ذبح عظیم خداوند بودم و دلم از هر چه نامش ظلم است گرفته بود.عاشورا یکی بود و کربلا یک زمین. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را نمی پسندم. یاد گرفته ام پاک ترین مرد خدا تکرار نشدنی است و ظالم هرچقدر شقی باشد به پای شمر و یزید و عمرسعد نمی رسد.

خط قرمز من حسین بن علی است. در این فضای غبار آلود نمی توانم سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم را تشخیص دهم. خوشا به حال آنانکه شناخته اند.من ترجیح می دهم مثل همان بچه شتر باشم تا این غبارها برود و خورشید را دوباره ببینم.

دوستانی که می شناسندم می دانند نه وامدار حکومتم نه سینه چاک کس دیگری. هرچه می گویم اعتقادم است.

از همین خانه کم مخاطب اعلام برائت می کنم از کسانی که حرمت حسین بن علی را شکستند. از خودشان، از پیروانشان و از اتباعشان و اولیائشان. این را از امام صادق در زیارت عاشورا آموخته ام.

شما هم اگر نام شیعه برخود دارید کمی بیاندیشید که در زمین چه کسی بازی می کنید. زیر بیرق چه کسی سینه می زنید و برای چه کسی گریبان چاک می دهید.

از تمام دوستانی که داشته ام و سبز هم هستند می خواهم با عجله تصمیم نگیرند و اگر قصد غیر خودی خواندن من را دارند دستشان را می بوسم و می گویم من رفاقتم را با سیاست در هم نمی آمیزم.من تلاش می کنم در راه 14 نوری گام بردارم که همه عالم از آنهاست.

از دوستانی هم که در این مدت و به خصوص در پست قبل بد و بیراه هایشان را نثارم کردند ممنونم. کاش شرایطی باشد که شیعه جماعت اینگونه به جان هم نیفتند. ما همه ادعای پیروی از علی ابن ابیطالب داریم. کاش این محرم فرصتی باشد برای وحدت. وحدت نه حول قانون اساسی نه حول هیچ میثاق ملی دیگری. وحدت حول محور حسین بن علی که میثاقی قلبی است. میثاقی که در روز الست همگی ما که ادعای شیعه بودن داریم بر آن پیمان بستیم.

وحدت حول محور حسین بن علی. این تنها راه نجات از فتنه ها و گرفتاریهایمان است.

یا علی مدد.

پ.ن1: این پست قرار بود فردای عاشورا نگاشته شود.

پ.ن٢: در پست قبلی ام نوشتم محرم امسال به همه سال ها متفاوت است. دوستانی بی نام و با نام امدند هرچه از دهانشان در می آمد نثار کردند. دستشان درد نکند. کاش قبل از بد و بیراه گفتن کمی از مقصود من آگاه می شدند. حال با جسارت بیشتری می گویم بگذار این سال های حرام بگذرد. تنها کسی که می تواند خون مقتول کربلا را بستاند صاحب تمام جمعه های تاریخ است.

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن      خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

از ابتدای هفته ام در انتظار جمعه ام             صبح نه، ظهر نه، غروب شد نیامدی

  
نویسنده : محمد حسین مهرزاد ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin