حسادت
اصولا حسادت اصلا چیز خوبی نیست. اینکه من با چند نفر دیگر در کارمان متحد هستیم و بعد از چند سال آشنایی به فکر مشترک و درک متقابل رسیده ایم مثل اینکه خیلی ها را اذیت کرده است.
از یک طرف حضرات در وزارت راه توهم زده اند که هر آتشی بلند می شود از طرف ماست و سعی در خفه کردن صدایمان می کنند و از طرف دیگر برخی ها که خودشان هم در همین صنف هستند سعی می کنند بی ربط و با ربط تخریب کنند و ذغذغه های جدید بسازند.
اگر در یک همایش یا نشست مطبوعاتی ما 4، 5 نفر همه روی یک محور تکیه می کنیم و سوالاتمان و در نهایت تحلیلمان یکی است این حتما به منزله هماهنگی از قبل نیست بلکه دغدغه مشترک است که ذهن ما را به یک سمت واحد پیش می برد.
چند روز پیش همایش ارگان های دریایی در کیش برگزار شد و ما چند نفر حول یک محور تیتر زدیم و نوشتیم. حتی در نشست خبری وزیر راه و ترابری بدون هماهنگی قبلی وقتی آقای وزیر سعی کرد جلوی نمایندگان خودی نشان بدهد و ما را تحت فشار بگذارد باز هم بدون هماهنگی به یک تصمیم رسیدیم و رفتار یکسانی نشان دادیم.
کار به جایی رسید که اطرافیان وزیر من را نشان هم داده بودند و می خواستند یک طوری صدایم را ببرند و یکی دیگر از همین اطرافیان هم همکار دیگری را صراحتا تهدید کرد.
ما صلاح کشور را در نظر گرفته و رفتارمان را با آن مصلحت تنظیم می کنیم. حال اگر به مذاق بعضی ها خوش نمی آید مقصر ما نیستیم.
اما از سوی همکارانمان هم کم مورد بی مهری قرار نمی گیریم و گاه و بی گاه برخی به ظاهر دوستان هم سعی می کنند رابطه خوب ما را خراب کنند و حرف های بی ربط بزنند.آنها هنوز نمی توانند روابط را تفکیک کنند و ذهن کوچکشان از هر موضوعی به دنبال چیز دیگری می گردد.
متاسفم برای برخی همکارانم که این همه کوته فکر شده اند. اگر فلانی 3 دفعه گفت و گوی اختصاصی گرفته است و فلانی پشت تلفن وزیر نمی ماند نباید موجب حسادت برخی دیگر شود.
ما به این جمع بندی رسیدیم که رفتن بهبهانی از وزارت راه به صلاح مملکت نیست چه آنکه تجربه نشان داده اگر وزیری برود نفر بعدی قطعا بهتر از او نیست و حالا که بهبهانی چم و خم وزارت راه را فهمیده نباید فرصت ادامه وزارت را از او گرفت.
حال وقتی با این تحلیل مشترک به نشستی خبری یا همایشی می رویم طبیعی است که مواضعمان هم همسو باشد. هر کس به فراخور توانایی خود می تواند با مسئولان حوزه خبری اش ارتباط بگیرد و البته با ارتباطی که با سایر همکاران مورد وثوق خود دارد می تواند از صحت و سقم پشت پرده ها و سخنان منابع آگاه بیشتر مطمئن شود.
ما به صورت جزیره ای عمل نمی کنیم و در اکثر موارد با یکدیگر مشورت می کنیم. خود من بارها با مهدی زاهدی( خبرنگار جهان اقتصاد) پیرامون اتفاقات و موضعی که باید بگیریم مشورت کرده ام. با سمیه فتحی( خبرنگار خبرآنلاین)، نرگس رسولی( خبرنگار ایلنا) و یکی دو نفر دیگر هم به همین شکل، اما متاسفانه برخی این ارتباطات را برای خودشان بزرگ کرده اند و از ما تصویری می سازند که آن نیستیم.
حال از سر حسادات یا نفهمی است من نمی دانم. اما آنچه می دانم این است که اخلاق حرفه ای تخریب همکاران نیست.
در پایان اگر کسی به خاطر من و رفتار من مورد طعنه قرار گرفته پوزش می خواهم و اگر هم کسی فکر می کند هر یک ما چند نفر به دیگران خط می دهد سخت برایش متاسفم خواه حمید بهبهانی باشد خواه مدیرانش و یا همکاران خودمان.
وزارت راه و ترابری محله برو بیا
روزی که حمید بهبهانی در سالن اجتماعات وزارت راه و ترابری در مراسم تودیع و معارفه روابط عمومی وزارتخانه را مورد تفقد قرار داد و بزرگترین ضعف وزارت راه را ضعف روابط عمومی عنوان کرد کسی در سالن نمانده بود که تصور ابقای مسعود ذهبیون، مدیر کل وقت روابط عمومی را در ذهن بپروراند بلکه به عکس همه در فکر فردی قوی بودند که قرار بود از آن تاریخ به بعد پیشانی وزارت راه و ترابری باشد.
روزهای وزارت آقای وزیر یکی پس از دیگری سپری می شد تا اینکه محسن جلیلوند به عنوان مدیرکل جدید روابط عمومی منصوب شد.توقع بی جایی نبود اگر می خواستیم فعالیت چشمگیر آقای مدیری را ببینیم که این بار منصوب شخص وزیر است.دیری نگذشت که عیار جلیلوند نیز معلوم شد و وی با اتفاقی که در شانش نبود از این سمت برکنار شد و کامبیز خسروی جایش را گرفت.
خسروی نیز اگرچه سعی می کرد تمام هم و غم خود را برای وزارت راه و ترابری بگذارد اما خبر نداشت پس پرده اتفاقات دیگری در حال رخداد است.چه آنکه شایعه نزدیکی وی به یکی از احزاب منتقد دولت پس از آنکه بین خبرنگاران دهان به دهان گشت گویا با سلسله عواملی دیگر دست به دست هم داد تا میز ریاست به او هم وفا نکند و کامبیز خسروی هم همان راهی را برود که جلیلوند و ذهبیون رفته بودند.
قلب تپنده وزارتخانه ای که وزیرش بزرگترین مشکل را روابط عمومی می پنداشت دیگر به کمک باتری هم نمی تپید تا اینکه در حاشیه همایشی آقای وزیر در پاسخ به سوالی پیرامون مشخص شدن وضعیت روابط عمومی گفت: در حال حاضر آقای رضایی این کار را انجام میدهند و گزینه جدیدی معرفی نخواهد شد.
رضایی که از گذشته نیز در روابط عمومی فعالیت می کرد اکنون به عنوان فرد اول روابط عمومی از سوی وزیر معرفی شده است اما مشخص نیست برای وی نیز قرار است حکمی صادر نشود و یا اینکه با عنوان سرپرست مشغول خدمت است.
در این میان چند روزی بود که پس از انتخاب صادق محصولی به عنوان وزیر جدید کشور شایعه بازگشت سید مهدی هاشمی به وزارت کشور قوت گرفت.هاشمی پس از آنکه کرسی سرپرستی وزارت کشور را به دستو رئیس جمهور ترک کرد به عنوان قائم مقام وزیر راه و ترابری منصوب شد اما دیدی نگذشت که به گزارش ایلنا " برخی افراد آگاه در وزارت راه از برخی اختلاف نظرها بین وزیر و قائم مقام خبر دادند و حتی موضوع حقوق وی را به عنوان اصلیترین چالش او با وزارتخانه نام بردند.
در حالی که خبرکنارگیری هاشمی از قائم مقامی وزارت راه و ترابری تنها در محافل خبری بین خبرنگاران رد و بدل میشد وزارت راه با ارسال پیامکی با مضمون ابقا هاشمی در قائم مقامی وزارت راه این موضوع را از حد داخلی به یک موضوع رسانهای تبدیل کرد."
پس از ارسال پیامک ابقا هاشمی و ارسال پاسخ وزارت راه به پرسشی که هنوز مطرح نشده بود پرونده خروج هاشمی از وزارت راه به بایگانی سپرده شد و بهبهانی حتی این مسئله در سطح شوخی های پیامکی تنزل داد اما نگفت که این شوخی های به ظاهر بی ارزش چگونه باعث می شود وزارت راه برایش تکذیبیه بفرستد.
به هرروی خروج هاشمی منتفی اعلام شد اما آنچه این روزها مطرح شده است احتمال وقوع برخی جابجایی های جدید در وزارت راه و ترابری است.
به گزارش ایلنا " برخی اخبار حکایت از جابهجایی قریبالوقوع صادق افشار، مدیر عامل شرکت ساخت و توسعه راهها و زیربناهای کشور با برزگر، مدیرعامل شرکت مادر تخصصی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک زیربناهای کشور دارد. همچنین این اخبار از جایگزینی اسکندر سعیدیکیا، مدیرعامل سازمان توسعه راههای ایران به جای برزگر خبر میدهد."
گفتنی است اسکندر سعیدیکیا برادر وزیر مسکن و شهرسازی است که بر اساس این گزارش قرار است راهی
شرکت مادر تخصصی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک زیربناهای کشور شود.
وزارت راه و ترابری اکنون به کشتی طوفان زده ای بدل شده که در میانه دریای خوف انگیز مشکلات در تلاطم است اما ناخدایش به جای راهبری صحیح در فکر بازدید سرزده از کابین مسافرین است تا اگر گرد و خاکی در کابین مسافری بود مستخدم بیچاره را مواخذه کند.
پ ن ١: این مطلب قرار است در شماره شنبه روزنامه سیاست روز کار شود(البته اگر مشمول حذف و جر خوردگی نشود)
پ ن ٢: شنیدم که دوستان عزیزمان که پس از خواست حق قانونی خود بازداشت شدند به بند عمومی انتقال یافته اند.به امید آزادی هرچه سریعتر صادق شجاعی.