پياده آمده بودم...

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌
پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌
طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد
و سفره‌ای كه تهی بود، بسته خواهد شد
و در حوالی شبهای عید، همسایه‌!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!
همان غریبه كه قلك نداشت‌، خواهد رفت‌
و كودكی كه عروسك نداشت‌، خواهد رفت‌

***
منم تمام افق را به رنج گردیده‌،
منم كه هر كه مرا دیده‌، در گذر دیده‌
منم كه نانی اگر داشتم‌، از آجر بود
و سفره‌ام ـ كه نبود ـ از گرسنگی پر بود
به هرچه آینه‌، تصویری از شكست من است‌
به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست من است‌
اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌
تمام مردم این شهر، می‌شناسندم‌
من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد

***
اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌
و چند بته مستوجب درو هم داشت‌
اگرچه تلخ شد آرامش همیشهتان
اگرچه كودك من سنگ زد به شیشهتان‌
اگرچه متهم جرم مستند بودم‌
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌
دم سفر مپسندید ناامید مرا
ولو دروغ‌، عزیزان‌! بحل كنید مرا
تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم رفت‌
به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌
به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌
خدا زیاد كند اجر دین و دنیاتان‌
و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌
همیشه قلك فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هر كه هست ـ آجر باد

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهزاد مهرانی

سلام.مهرزاد جان کمی وضعيت روحيم خراب است.در اسرع وقت چشم

امیر

بسان رود که در نشیب دره ، سر به سنگ میزند ، رونده باش امید هیچ معجزی به مرده نیست ، زنده باش

ريحانه

سلام حسين جان. قبلی هم من بودم می خواستم مطمئن شوم اينجا هنوز بعد از تاييد نماش می شود. هيچ می خواستم حالت را بپرسم گفتم اينحا بپرسم چون نه تلی دارم به غير از خبرگزاری نه آدی دقيقت را می دانم. خوبی؟ خوشی؟ همه چيز رو براه است؟۱ به من خبری ازخودت بده...فدای رفيق

حسام

سلام. حالت خوبه؟ ببينيد من هی می گفتم اوين جای بدی نيست ولی شما قبول نمی کرديد! ببين چقدر ماثر بوده! شاعر شديد رفته پی کارتون شوخی کردم. شعر زيبايی بود. به همه سلام برسون. موفق باشي

milad

salam khali khosh hal shodam dobare daram kalamateto hes mikonam khali khosh hal shodam vaghean ghabele bayan nist omidvram ke hamishe hamon chizi ke mikhy bashi be omide didar

دانيال

سلام محمد جان خبر پس گرفتن سایت پرشين بلاگ که بهم رسيد به اول چيزی که رسيدم وب تو بود خودمو کمتر از اونی می بينم که برای شعرهايی که نوشتی چیزی بنویسم ، فقط می تونم بگم لذت بردم و خیلی خوشحالم که دوباره ما رو لایق دستنوشته هات می دونی همون مدتی هم نبودی ،من از مدیار احوالپرس بودم ؛البته اگه بهت گفته باشه ؛ بیشتر از این حرافی نکنم مراقب خودت باش ، به امید دیدار یا حق

میرا

گل‌کو مي‌آيد گل‌کو مي‌آيد خنده ‌به‌لب دو روز بعد از آزاديت و اين صدا هنوز در گوشم ميخواند ... مصدوم شدم اما دردی که الان دارم از ديدن بيرون شدنم از لينک دوستانت بسيار سخت تر بود تا زخم عميقی که برتنم نقش بست برادر جان ... .

ويدا

روز جهانی وبلاگ به آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می کنند مبارک

يه دوست

سلام . فقط می خواستم بگم خيلی خوشحالم که در جمع دوستانتان هستيد ... اميد وارم ديگه به اونجايی که بوديد بر نگرديد . و آرزوی سلامتی و سربلندی برايتان دارم