یک بعد از ظهر و شاید هم هر بعد از ظهر سگی!

اجلاس دوربان ٢

میرحسین موسوی

کار کردن در روزنامه

فوتبال

گزارش

کدام را می پسندی تا برایت بنویسم؟ها؟بگو دیگر! من اینجا شده ام آشپز تا هر که هرچه خواست بنویسم؟تا هر موجی که راه افتاد من هم در صف اول بایستم و پشت سر یک مشت پوپولیست جیغ و هوار راه بیاندازم و "زنده باد ، مرده باد" نثار حضرات کنم؟نه خیر این خبرها نیست.حداقل تا اطلاع ثانوی این خبرها نیست.

حالم از هرچه روزمرگی است به هم می خورد.یک کاری خواهد شد، زیستن مشکل شده است...

اتفاقات عجیب و غریب درونم و مواجهه همزمان با وقایع پیرامونی که انگار عزمشان را جزم کرده اند تا پدر آدم را در بیاورند فضای جالبی را در اتمسفر اطرافم ایجاد کرده است.اوج عصبانیت و داد و هوار این روزهایم یکهو تبدیل می شود به خنده و شوخی با دوستی دیگر.همزمان دعوا می کنم و گپ می زنم و می خندم.

از دوستانی که در این مدت داد و فریادها را تحمل کردند ممنونم.اما عذر خواهی نمی کنم.به هر حال رفاقت برای همین مواقع است دیگر.فعلا تحمل کنید، نخواستید هم نکنید!

تو هم خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن!

یا حق

/ 9 نظر / 15 بازدید
بی قلم

عادت به سخترویی ایام کرده ایم با سنگ کودکان سر دیوانه آشناست [دلقک][گل] از برره امروز چه خبر؟

رضا لایقت ورز

بی خیال حاجی. چی شد یهو؟ یه دو روز ازت غافل شدیما! نکنه اینا تاثیرات بیانیه های حاجی مایلیه؟!

سحربانو

تو که خوب بودی ؟ البته ظاهرا همه خوبیم نه ؟ اما در اندرون من خسته دل ندانم کیست ... خلاصه حال همه ما خوب است ولی تو باور نکن درد روزنامه نگار بودن انگار بی درمان است روزنامه نگاری به روش اصولگرایی

حمیدرضا طهماسبی پور

اگه مث ما بیکار هم بودی چی میگفتی؟[متفکر] فوتبال گند زده سیاست هم که رتتته حقوق هم پوففففففففففف روحیه هم پر

رضا لیاقت ورز

کامنت خصوصی

نرگس

سلام ................ ما کی باشیم که ببخشیم شما ببخش

...

خوش به حال کسانی که اینقدر به تو نزدیکند که سرشان هوار میکشی و ملاحضه شان را نمیکنی.که حذفشان نمیکنی تا یک موقع هوار نکشی.که شاید آنها هم روزی به ناحق سر تو هوار کشیده اند که امروز بفهمندت...خوش به حالشان که طعم یک دوستی بدون ملاحضه را بهشان می چشانی و خوش به حالشان که"برای اینکه چیزی برای اینکه ازشان ممنون باشی برایشان باقی میگذاری"!...